تبليغاتX
مدیریت

بهداشت، جهانى شدن و كشور هاى در حال توسعه

[ 27 Aug 2005 ]   [ دكتر نسرين چلنگر قولو -- ترجمه: دكتر عبدالحميد حسين نيا -- شرق ]   [ محیط زیست ]


بهداشت ركن اصلى رفاه بشرى است. با اين وجود، عالى ترين شرايط بهبود در بهداشت جامعه از خدمات بهداشتى نشأت نمى گيرد بلكه از تحولات اجتماعى و اقتصادى ناشى مى شود و موقعيت هاى بسيارى وجود دارد كه حتى وضع را از اين بهتر كند.
امروزه خدمات بهداشتى مرز هاى علمى و فناورى به حدود غير قابل تصورى گسترش پيدا كرده، حتى فشار اقتصادى و مالى، انحصار منافع، رقابت هاى فشرده را متحمل شده و بودجه هاى هنگفت براى سرمايه گذارى را به خود معطوف نموده است.
تجربيات به عمل آمده نشان مى دهد كه بهداشت را بايد نه تنها عامل اصلى در توسعه اجتماعى بلكه در توانايى كشور ها و در فرآيند اقتصاد جهانى به حساب آورد. از اين رو بهداشت يك ضرورت مبرم براى سرمايه گذارى در فرآيند تكامل است. جهانى شدن در تعارض با انتقال سريع سرمايه و رژيم هايى كه جديداً به تجارت روى آورده اند بوده و موجب افزايش تعميق شكاف فقر به محاذات ارتباطات تحول آميز الكترونيك و شيوه هاى مبادله شده و اميد تازه اى به جريان هاى نوين اجتماعى و سياسى داخل ملت ها دميده است. اين تجربيات هم امكانات و هم معضلات بهداشت عمومى را براى ما بازگو مى كند. نمونه هاى اين مجادلات را مى توان در جهان در حال توسعه مشاهده كرد. به عنوان مثال كشور تانزانيا در جايگاه فقيرترين كشورها طبق آمار بانك جهانى قرار دارد. در حالى كه مركز تجارى آن دارالسلام يكى از گران ترين شهر هاى دنيا است زيرا كه حقوق ماهانه افراد در تبعيد از جهان پيشرفته موجب گرديده كه مخارج بالا رود. نكته مورد سرزنش براى تانزانيا و اغلب ملل در حال توسعه آن است كه جريان انباشت ثروت مانند دوران استعمار از فقرا به اغنيا سوق مى دهد. فراتر از آن هزينه اى كه صرف ساماندهى وام مى شود بيش از سرويس بهداشت يا آموزش و امور مهم مشابه است. اينها شايد تصاوير كم رنگ ترى از جهانى شدن اقتصاد را ارائه دهد. از طرف ديگر شركت هاى دخانيات و تسليحاتى غرب منافع خود را در فروش محصولات خود به كشور هاى كم درآمدتر جست وجو مى كنند. از سال
۱۹۴۵ اغلب مرگ و ميرها به طور مستقيم يا غير مستقيم ناشى از جنگ هاى مسلحانه اى است كه در كشورهاى فقير حادث شده است. در كنار آن، تمهيدات موجود در كشور هاى كم درآمد براى اتخاذ سياست منطقى داروها در برابر فهرست داروهاى ضرورى با مقاومت شركت هاى دارويى چند مليتى مواجه گرديده اند.
اينها نمونه هايى از جهانى شدن اقتصادى است كه دلالت بر سهم ناعادلانه اى از افتخار جهان در حال توسعه دارد. با اين وجود جهانى شدن يك پديده اجتناب ناپذير است و معمولاً در شرايط مطلوب مزايا و معايب خاص خود را دارد. با دخالت در حركت آزاد كشورهاى عقب نگه داشته شده استانداردهاى زندگى و بهداشت بهترى را براى همگان به ارمغان مى آورد.
از سوى ديگر آن ممالكى كه از تجارت آزاد فاصله بسيارى گرفته اند اقتصاد جهانى تسلط فزاينده خود را به تعدادى اندك از غول هاى چند مليتى اعمال خواهد كرد كه بتوانند شرايط تجارت را به آنها ديكته نمايند. آنچه كه از اين منظر استيفاد مى شود آن است كه دهه اخير بدون شك ناظر افزايش شكاف نابرابرى بين جهان ثروتمندان و فقيران بوده است. آمار و ارقام دو علت نزديك به هم را در ميزان كلى پائين تنزل فقر در دهه
۱۹۹۰ به رغم انباشت رشد اقتصادى در جهان در حال توسعه نشان مى دهد. نخست آنكه رشد اقتصادى فقيرترين كشورها بسيار اندك بوده است دوم اينكه نابرابرى هميشگى و مستمر (هم در ابعاد درآمد و هم غيردرآمد) در آن كشورها كه مانع از مشاركت كامل كشورهاى فقير در فرايند توسعه به وقوع پيوسته گرديده است.
• تعامل بهداشت و فرايند جهانى شدن و كشورهاى در حال توسعه
هيچ تعريف دقيق با مقبوليت وسيع براى فردى كه جوياى موضوع جهانى شدن است وجود ندارد. دكتر نيلس داولر (
Nils Daulaire) رئيس سازمان بهداشت جهانى اظهار مى دارد: به نظر من جهانى شدن از نظر اخلاقى پديده اى خنثى است ولى با اين وجود نيروى اجتناب ناپذير بالفطره اى كه در خود دارد هم راهبرد است هم چالش.
جهانى شدن چالشى براى سازمان بهداشت جهانى است از جمله نيازى مبرم براى حكومت ها كه بتوانند به تهديدات جهانى بر عليه بهداشت جامعه مقابله كنند. اين فرايند ارتباط فيمابين جوامع همچون اتفاقاتى است كه در هر قسمت از جهان به وقوع مى پيوندد ولى اثرات آن بر مردم و جوامع دوردست باقى مى ماند. مفسرين امروزه پذيرفته اند كه عوامل متعددى به ويژه آن دسته كه براى جهانى شدن تسهيل كننده محسوب مى شوند از قبيل جريان تكنولوژى اطلاعات، حمل ونقل سريع، تجارت آزاد و تحركات پايتخت، افزايش آلودگى، تغييرات رژيم غذايى و مصرف فرآورده هاى غذايى كه تحت اصلاح ژنتيك قرار گرفته اند تغييرات مربوط به قابليت انعطاف بازار دخانيات، نابرابرى ها را افزايش مى دهد و به تماس هاى فرهنگى از مرزهاى محدود يك منطقه فراتر از آنچه كه در آن رخ مى دهد منجر مى شود. فى الواقع براى ما امكان پذير خواهد بود كه اثرات شايع جهانى شدن را در بسيارى از متون تجزيه و تحليل كنيم. جهانى شدن تاثير پيچيده اى بر بهداشت دارد. تاثيرگذارى آن با رشد درآمد و توزيع و عدم ثبات اقتصادى امكانات بهداشت، آموزش و ساير خدمات اجتماعى، شيوه زندگى همچون تنش و ساير عوامل كه اخيراً ملحوظ شده اند ارتباط پيدا مى كند. در جهان نوين باكترى ها و ويروس ها تقريباً به همان سرعت پول حركت مى كنند با جهانى شدن يك درياى ميكروبى واحد تمام نوع بشر را مى شويد و مى برد.
به دليل آنكه مردم از مرزهاى بين المللى در يك روز واحد عبور مى كنند: تقريباً يك دهم مفهوم انسانيت نيز در هر سال از اين مرزها گذر خواهد كرد. اين تنها بيمارى هاى عفونى نيستند كه با فرايند جهانى شدن گسترش مى يابند. تغييرات در شيوه زندگى و رژيم غذايى مى تواند در بروز بيمارى هاى قلب، ديابت و سرطان نقش آنى و فزاينده اى داشته باشد. بيش از هر چيز استعمال دخانيات مشى خزنده اى دارد كه در اثر فشار بازار جهانى سير مصرف آن صعودى است به منظور آنكه اتفاق عقيده اى در آثار و بازتاب هاى جهانى شدن بر بهداشت عمومى به وجود آيد زمينه اى كه آثار زيانبار، مفيد يا مجموعه اى از اين دو را در اين فرايند در برگيرد بايد فراهم آيد. با اين وجود اينكه كار آسانى نيست زيرا يك عامل موثر براى يك منطقه سودمند است درحالى كه همان عامل ساير مناطق زيانبار تلقى شود. اين زمينه پرداخت بدين موضوع نيست كه تاثيرات جهانى شدن مفيد هستند يا زيانبار.
تحولات بنيادى به طور متداول در عرصه بهداشت در حال تكوين است بعضى از اين تحولات در قطاع (
Sector) بهداشت كار عارض مى شوند از جمله كشفيات نوين و درمان هاى نوين در مراقبت بهداشت و ارتقاى آگاهى اثرات محيط بر بهداشت جامعه كه برخى از آنها در اثر توسعه يافتگى بيرون از قطاع بهداشت رخ مى دهد همچون جهانى شدن و رشد فناورى پزشكى از راه دور (Telemedicin) و شبكه جهانى اطلاع رسانى (اينترنت). اين تغييرات احتمالاً در سال هاى آتى رو به افزايش مى گذارد و جهش هاى تازه ترى به وقوع مى پيوندد. در اين حال و هوا ضرورت اتخاذ سياست به منظور كسب اطلاعات بيشتر در حول امور محوله اجتناب ناپذير است تا در درازمدت در برنامه قرار گيرد. از جنبه استراتژيك بهداشت كشور هاى در حال توسعه هيچ گونه طرز تلقى نسبت به راهكار ها و راهبرد هايى كه جهانى شدن و بهداشت و جامعه دربر گيرد وجود ندارد.
بهداشت يكى از ابعاد جهانى است كه ارتباطات پيچيده اى دارد. اثرات آن با رشد و توزيع درآمد عدم ثبات اقتصادى، امكانات بهداشت آموزش و ساير خدمات اجتماعى، شيوه زندگى همچون تنش و ساير عوامل كه اخيراً ملحوظ شده اند تعيين مى شود. بعضى از برخورد هاى بهداشت و جهانى شدن مى تواند مثبت ارزيابى شود مانند پزشكى كه از راه دور مى تواند به پيش بينى خدمات در مناطق تحت كنترل از راه دور كمك كند ولى پزشكى از راه دور به سرمايه گذارى در امور تجهيزات، ارتباطات زيرساختارى و آموزش پرسنل كه مى تواند به عنوان جنبه هاى منفى اثرات اقتصادى و بهداشتى تلقى شوند نيازمند است. پزشكى از راه دور اثر جمعى (مثبت و منفى) با خود دارد.
در مجموع جهانى شدن امتيازاتى دارد همچون معايب آن براى بهداشت جامعه. اختلافات طبقاتى در جامعه كشور اثرات مثبت يا منفى بهداشت را از جهانى شدن تبيين مى كند.
* استاديار دپارتمان بهداشت دانشكده پزشكى دانشگاه آنكارا
منبع:
Saudi Medical Journal
VOI:26NO:Februay 2005

 

+ نوشته شده توسط در 86/02/14 و ساعت 8:11 بعد از ظهر |

آيين‌نامه كميته حفاظت فني و بهداشت كار

 

ماده‌ 1: به منظور تامين مشاركت كارگران و كارفرمايان و نظارت بر حسن اجراي مقررات حفاظت فني و بهداشت كار، صيانت نيروي انساني و منابع مادي كشور در كارگاه‌هاي مشمول و همچنين پيشيگيري از حوادث و بيماري‌هاي ناشي از كار، حفظ و ارتقاء سلامتي كارگران و سالم سازي محيط هاي كار، تشكيل كميته‌هاي حفاظت فني و بهداشت كار با رعايت ضوابط و مقررات مندرج در اين آيين نامه در كارگاه‌هاي كشور الزامي است.

ماده‌ 2: كارگاه‌هايي كه داراي 25 نفر كارگر باشند، كارفرما مكلف است كميته‌اي به نام كميته حفاظت فني و بهداشت كار در كارگاه با اعضاي ذيل تشكيل دهد:

1 كارفرما يا نماينده تام الاختيار او.

2 نماينده شوراي اسلامي كار يا نماينده كارگران كارگاه

3 مديرفني و در صورت نبودن او يكي از سراستادكاران كارگاه.

4 مسئول حفاظت فني

5 مسئول بهداشت حرفه‌اي.

تبصره 1 : مسئول حفاظت فني مي‌بايستي ترجيحاً از فارغ التحصيلان رشته حفاظت فني و ايمني كار باشد.

تبصره  2: مسئول  بهداشت حرفه‌اي مي‌بايستي ترجيحاً فارغ التحصيل بهداشت حرفه‌اي يا پزشك عمومي مورد تاييد مركز بهداشت شهرستان باشد.

تبصره 3: اعضاء كميته حفاظت فني و بهداشت كار با هزينه كارفرما بايستي در برنامه‌هاي آموزشي و بازآموزي مربوط به حفاظت فني و بهداشت كار كه توسط ارگان‌هاي ذيربط برگزار مي‌گردد شركت نمايند.

تبصره 4: در كارگاه‌هايي كه بين 25 تا 100 نفر نفر كارگر داشته باشند در صورتي كه يك يا دو نفر از اعضاء كميته در كارگاه حضور نداشته باشند جلسه كميته با حداقل سه نفر از افراد مذكور تشكيل مي‌گردد مشروط بر آنكه در اين كميته مسئول حفاظت فني يا مسئول بهداشت حرفه‌اي حضور داشته باشد.

ماده‌ 3: در كارگاه‌هايي كه كمتر از 25 نفر كارگر دارند و نوع كار آنها ايجاب نمايد با نظر مشترك و هماهنگ بازرس كار و كارشناس بهداشت حرفه‌اي محل، كارفرما مكلف به تشكيل كميته مذكور خواهد بود.

تبصره1:  دراينگونه كارگاه‌ها كميته مذكور با سه نفر از اعضاء به شرح ذيل تشكيل مي‌گردد:

1 كارفرما يا نماينده تام الاختيار وي.

2 نماينده شوراي اسلامي كار يا نماينده كارگران كارگاه.

3 مسئول حفاظت فني و بهداشت حرفه‌اي.

تبصره 2 : صلاحيت مسئول حفاظت فني و بهداشت حرفه‌اي براي اينگونه كارگاه‌ها بايد به تاييد اداره كار و مركز بهداشت محل برسد.

تبصره 3:  در كليه كارگاه‌هايي كه كميته حفاظت فني و بهداشت كار با سه نفر تشكيل مي‌گردد مسئول حفاظت فني و بهداشت حرفه‌اي مي‌تواند يك نفر باشد. مشروط برآنكه پس از آموزش‌هاي لازم كه با هزينه كارفرما توسط مركز بهداشت و يا اداره كل محل حسب مورد تشكيل مي‌گردد شركت نموده و گواهي نامه لازمه را دريافت نمايد.

ماده‌ 4: جلسات كميته حفاظت فني و بهداشت كار بايد لااقل هرماه يك بار تشكيل گردد و در اولين جلسه خود نسبت به انتخاب يك نفر دبيراز ميان اعضاء كميته اقدام نمايند. تعيين زمان تشكيل جلسات و تنظيم صورتجلسات كميته به عهده دبير جلسه خواهد بود.

تبصره 1 :  در مواقع ضروري يا زودتر از موعد با پيشنهاد مديركارخانه يا مسئول حفاظت فني و يا مسئول بهداشت حرفه‌اي كميته تشكيل خواهد شد.

تبصره 3 :  كارفرما مكلف است يك نسخه از تصميمات كميته مذكور و همچنين صورتجلسات تنظيم شده را به اداره كار و مركز بهداشت مربوطه ارسال نمايد.

ماده‌ 5: وظايف كميته حفاظت فني و بهداشت كار به شرح ذيل است:

1 طرح مسايل و مشكلات حفاظتي و بهداشتي در جلسات كميته و ارايه پيشنهادات لازم به كارفرما جهت رفع نواقص و سالم سازي محيط كار.

2 انعكاس كليه ايرادات و نواقص حفاظتي و بهداشتي و پيشنهادات لازم جهت رفع آنها به كارفرماي كارگاه.

3 همكاري و تشريك مساعي با كارشناسان بهداشت حرفه‌اي و بازرسان كار جهت اجراي مقررات حفاظتي و بهداشت كار.

4 توجيه و آشنا سازي كارگران نسبت به رعايت مقررات و موازين بهداشتي و حفاظتي در محيط كار.

5 همكاري با كارفرما در تهيه دستورالعمل هاي لازم براي انجام كار مطمئن، سالم و بدون خطر و همچنين استفاده صحيح از لوازم و تجهيزات بهداشتي و حفاظتي در محيط كار.

6 پيشنهاد به كارفرما جهت تشويق كارگراني كه در امر حفاظت فني وبهداشت حفاظتي و بهداشت كار علاقه و جديت دارند.

7 پيگيري لازم به منظور تهيه و ارسال صورتجلسات كميته و همچنين فرم‌هاي مربوط به حوادث ناشي از كار و بيماري‌هاي ناشي از كار به ارگان‌هاي ذيربط.

8 پيگيري لازم در انجام معاينات قبل از استخدام و معاينات ادواري به منظور پيشگيري از ابتلاء كارگران به بيماري‌هاي ناشي از كار و ارايه نتايج حاصله به مراكز بهداشت مربوطه.

9 اعلام موارد مشكوك به بيماري‌هاي حرفه‌اي از طريق كارفرما به مراكز بهداشت مربوطه و همكاري در تعيين شغل مناسب براي كارگراني كه به تشخيص شوراي پزشكي به بيماري‌هاي حرفه‌اي مبتلاء شده و يا در معرض ابتلاء آنها قرار دارند. (موضوع تبصره 1 ماده 92 قانون كار).

10 جمع آوري آمار و اطلاعات مربوطه از نقطه نظر مسايل حفاظتي و بهداشتي و تنظيم و تكميل فرم صورت نواقص موجود در كارگاه.

11 - بازديد و معاينه ابزار كار و وسايل حفاظتي و بهداشتي در محيط كار و نظارت بر حسن استفاده از آنها.

12 ثبت آمار حوادث و بيماري‌هاي ناشي از كار كارگران و تعيين ضريب تكرار و ضريب شدت سالانه حوادث.

13 نظارت بر ترسيم نمودار ميزان حوادث و بيماري‌هاي حرفه‌اي و همچنين نصب پوسترهاي آموزشي بهداشتي و حفاظتي در محيط كار.

14 اعلام كانون‌هاي ايجاد خطرات حفاظتي و بهداشتي در كارگاه.

15 نظارت بر نظم و ترتيب و آرايش مواد اوليه و محصولات و استقرار ماشين آلات و ابزار كار به نحو صحيح و ايمن و همچنين تطابق صحيح كار و كارگر در محيط كار.

16 تعيين خط مشي روشن و منطبق با موازين حفاظتي و بهداشتي برحسب شرايط اختصاصي هر كارگاه جهت حفظ و ارتقاء سطح بهداشت و ايمني محيط كار و پيشگيري از ايجاد حوادث احتمالي و بيماري‌هاي شغلي.

17 تهيه و تصويب و صدور دستورالعمل‌هاي اجرايي حفاظتي و بهداشتي جهت اعمال در داخل كارگاه در مورد پيشگيري از ايجاد عوارض و بيماري‌هاي ناشي از عوامل فيزيكي، شيميايي، ارگونوميكي، بيولوژيكي و رواني محيط كار.

ماده‌ 6: وجود كميته حفاظت فني و بهداشت كار و مسئولين حفاظت و بهداشت حرفه‌اي در كارگاه به‎هيچ‎وجه رافع مسئوليت‌هاي قانوني كارفرما درقبال مقررات وضع شده نخواهد بود.

ماده‌ 7: اين آيين نامه در 7 ماده و 10 تبصره به استناد ماده 93 قانون كار جمهوري اسلامي ايران توسط وزارتخانه‌هاي كار و امور اجتماعي و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي تهيه شده و در تاريخ 11/4/74 به تصويب وزراي كار و امور اجتماعي و بهداشت، ‌درمان و آموزش پزشكي رسيد.

+ نوشته شده توسط در 86/02/12 و ساعت 7:52 بعد از ظهر |

به طور يقين به جهت افزايش بهره وري و كاهش هزينه هاي موجود در سازمان ضرورت استفاده از روش هاي مطرح دنيا از قبيل تفكر ناب لازم مي گردد،اين متد در اكثر نقاط جهان توسط افرادي سخت كوش اجرا گرديده و آنها با تشكيل تيم هاي تخصصي مورد نياز، به انجام كارهاي گروهي در جهت شناسايي اتلافها مبادرت نمودند آنها توانستند مشكلات زيادي را از سر راه برداشته و شركت يا سازمانشان را به موقعيت هاي عالي برساند. پس لازم مي باشد جهت اجرا آنها دقت لازم را داشت و تمام موارد را گام به گام و اصولي اجرا نمود و در تمام مراحل اجرا از حمايت مدير ارشد سازمان برخوردار بود.

 سرآغاز و منشاء اصلي شكل گيري روش توليد ناب،شركت تويوتا در جزيره ناگويا ژاپن مي باشد. در ابتدا خانواده تويودا در صنعت ماشين آلات نساجي فعاليت مي نمودند. در دهه 1930 به دليل نيازشديددولت ژاپن شركت تويوتا وارد صنعت وسايل نقليه موتوري گرديد. در آن سالها اين شركت بامشكلاتي از قبيل بازار داخلي كوچك ، نيروي كار ثابت ، فقدان سرمايه كافي و رقباي خارجي علاقه مند به بازار ژاپن روبرو بود.  آي جي تويودا (EIJI TOYODA) با مهندس شركت تااي چي اوهنو به آمريكا سفركرده واز شركت اتومبيل سازي فورد بازديد به عمل آوردند و نهايتا به اين نتيجه رسيدند كه اصول توليدانبوه قابليت پياده سازي در ژاپن را ندارد و اين سيستم پر ازمودا “اتلاف” است . برهمين اساس ، آنها شيوه جديد از توليد كه بعدها توليد ناب نام گرفت را ايجاد كردند.

توليد فقط 2685 خودرو در شرکت تويوتا تا سال 1950

ديدار تويودا از کارخانه فورد در بهار 1950

         نتيجه گيری تويودا، عدم امکان نسخه برداری از توليد انبوه بدليل : 

1.                                    کوچک بودن بازار داخلی

2.                                    نياز به انواع وسيله نقليه

3.                                    عدم امکان خريد گسترده آخرين تکنولوژی غرب    

4.                                   وجود توليدکنندگان بزرگ خودرو در جهان

جيمز پي ووماك و دانيل تي جونز، دو تحليل گر برجسته صنعتي جهان ، تفكرناب را در پاسخ سوال:چگونه مي توان يك سازمان آلوده به توليد انبوه را ناب كرد؟ در قالب تحقيق چهارساله اي بصورت كتاب منتشر كردند كه سه بخش عمده را شامل ميشود:

 1- اصول ناب  2- خيزش ناب(از تفكر تا عمل)   3- بنگاه اقتصادي ناب.

در رهيافت توليد ناب (LEANPRODUCTION) ميتوان با كم ترين امكانات انجام بيشترين كارها با توجه به داده هاي مبتني بر <ارزيابي مقايسه اي > (BENCHMARKING) كه نشان دهنده سازماندهي امور مربوط به <مديريت ارتباط با مشتري >، <زنجيره تامين >، <تكوين محصول > و <عمليات توليد>، است ميسر كرد  و آن ، همانا رهيافتي است كه شركت تويوتا، بعد از جنگ جهاني دوم ، پيشگام آن بوده است .عرصه كنوني كسب و كار ، تصويري جديد از سازمان ارائه مي‌كند كه با اين نگرش جديد , مجموعه سازمان  ،مجموعه‌اي از فرايندهايي است كه هدف آنها مستلزم ايجاد ارزش براي مشتري و آفرينش ارزش درخود سازمان است .

ﻣﻔﻬﻮم ﺑﻨﻴﺎدي ﺗﻔﻜﺮﻧﺎب ،در رﻳﺸﻪ کن کردن اﺗﻼف و ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ارزش در ﺳﺎزﻣﺎن ﻧﻬﻔﺘـﻪ اﺳــﺖ

 ﺗﻔکـﺮ ﻧــﺎب ﻧﮕﺮﺷــﻲ اﺳــﺖ ﺑﺮاﯼ اﻓﺰاﻳﺶ ﺑﻬﺮﻩ وري و ارزش ﺁﻓﺮﻳﻨﻲﻣﺴﺘﻤﺮ ، و ﺣﺪاﻗﻞ كردن هزﻳﻨﻪ  ها و اﺗﻼﻓﺎت.اﻳﻦ ﺗﻔﻜﺮ ﺷﻴﻮﻩ اﯼ را ﻓﺮاهﻢﻣﻲ كنــﺪ که از ﻃﺮﻳﻖ ﺁن ﺑﺘﻮان ﺑﺎ ﻣﻨﺎﺑﻊ کمتر ، ﺗﺠﻬﻴﺰات کمتر ، زﻣﺎن  کمتر ، ﻓﻀﺎﯼ کمتر ، ﺑﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮﻳﻦ ها دﺳﺖ ﻳﺎﻓﺖ و ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﻴــﺎز  ﻣﺸﺘﺮي و در ﻋﻴﻦ ﺣﺎل ﺑﺎ ﺗﺎﻣﻴﻦ درﺳﺖ ﻧﻴﺎز ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﺰدﻳﮏﺷﺪ از ﻃﺮﻳﻖ اﻳﻦ ﻧﻮع ﻧﮕﺮش ﻣﻲ ﺗﻮان ﻧﻈﺎم ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻧـﺎب را در  ﺳﺎزﻣﺎن ﺟﺎري کرد .

کاهش ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻼحظهزﻳﻨﻪ ها ، اﻓﺰاﻳﺶ کیفیت محصوﻻت ، تحوﻳﻞ ﺑـﻪ ﻣﻮﻗــﻊ ﺧـﺪﻣﺎت و محصـﻮﻻت ﺑــﻪ ﻣﺸــﺘﺮﻳﺎن ، اﻓﺰ اﻳــﺶ اﻳﻤﻨﻲ کارکنان و ﺑﻬﺒﻮد وﺿﻌﻴﺖ ﻧﻴﺮوﯼ اﻧﺴﺎﻧﯽ از ﻣﺼﺎدﻳﻖ ﻓﺮاﻳﻨﺪهﺎي ﺑﻬﺮﻩ ور اﺳﺖ.

ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ﻗﺎدر ﺑﻪ دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ اهــﺪاف ﺷﻤﺮدﻩﺷﺪﻩ اﺳﺖ که ﻓﺮاﻳﻨﺪ هﺎي ﺟﺎري در ﺁن در ﺣﺪ ﻗﺎﺑﻞ ﻗﺒﻮﻟﻲ ﺑﻬﺮﻩ ور ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺳﺎزﻣﺎن ها ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﻨـﺪ ﺑــﺎ ﭘﻴـﺶ رو ﻗــﺮار دادن اﻟﮕﻮی ﺗﻔﻜﺮ ﻧﺎب ﺑﻪ ﺑﻬﺮﻩ ور کردن ﻓﺮاﻳﻨﺪ هﺎي ﺧﻮد ﺑﭙﺮدازﻧﺪ .  لذا با توجه به اهميت موضوع و آشنايي بهتر با روش تفكر ناب، نياز به توضيح بيشتر مي باشد كه در ذيل آورده شده است :

اصول تفكر ناب

1 – تعيين ارزش محصول ازديدگاه مشتري(value)

2 – شناسايي جريان ارزش محصول(value stream)

     جريان ارزش = كليه اعمال ضروري براي

1- 2- ارائه يك محصول جديد ( از ايده تا ورود به بازار)               

2- 2- مديريت اطلاعات ( از سفارش گيري تا تحويل محصول)

3- 2- تبديل فيزيكي ( از مواد اوليه تا محصول نهايي)          

3 – ايجاد حركت بدون وقفه در اين ارزش(flow)

1- 3- موانع ايجاد حركت : تفكر دسته و صف + تفكر بخشي نگر(فانكشن نگر)

4 – ايجاد امكان كشش در زنجيره(pull)

1- 4- ساخت آن چيزي كه مشتري نياز دارد و سفارش مي دهد

5 – تعقيب كمال (perfection)

1- 5- شفافيت + بهبود مستمر

اصل اول - تعيين ارزش (Value)

نقطه شروع اساسي تفكر ناب ، ارزش است . اين تنها مصرف كننده نهايي است كه مي‌تواند ارزش را تعريف كند و ارزش ، تنها هنگامي داراي معنا و مفهوم است كه در چهارچوب يك محصول معين بيان شود ، محصولي كه نيازهاي  مصرف‌ كننده  خود را با قيمتي معين و در زماني معين برآورده سازد . توجه داشته باشيم كه اين توليدكننده است كه ارزش را مي‌آفريند .

در اين اصل دو موضوع بايستي موردتوجه قرار گيرد :

یک :  محصولات معيني است كه توليدكننده منتظر است تا مصرف‌كنندگان معيني ، در ازاي قيمت معيني آنها را خريداري كنند تا سبب چرخش كسب و كار شركت باشد

 دو : نحوه اصلاح عمليات توليد و كيفيت تحويل اين محصولات است به گونه‌اي كه بطور پيوسته از هزينه‌هاي اصلي آنها كاسته شود . از اين رو ، تفكر ناب بايد با تلاشي آگاهانه آغاز شود براي تعريف دقيق ارزش در چهارچوب محصولاتي معين كه واجد قابليتهاي معيني هستند و در ازاي بهايي معين ارائه مي‌شوند كه حاصل برقراري گفتگو با مشتريان معين است .

بنگاههاي اقتصادي ناب پيوسته بايد همراه با گروه‌هاي محصول خود ، به بازنگري مستمر ارزش بپردازند و همواره از خود بپرسند كه آيا بهترين تعريف را براي آن يافته‌اند ؟ ضرورت بسيار دارد كه توليد كنندگان به تعريف مجدد ارزش بپردازند چرا كه اين امر كليد دستيابي به خريداران بيشتر است و توانايي يافتن خريداران بيشتر و فروش سريعتر ، اهميت بسياري براي موفقيت در تفكر ناب دارد . سازمانهاي ناب در اين صورت ، خواهند

توانست مقادير قابل توجهي از منابع و ذخاير خود را آزاد كنند .

عنصر نهايي در تعريف ارزش ، هزينه هدف است . وقتي محصول تعريف مي‌شود ، مهمترين وظيفه در امر تعيين ارزش ،  آن است كه بر اساس مقدار منابع و نيروي موردنياز براي ساخت محصولي كه واجد مشخصات و قابليتهاي معيني است هزينه هدف تعيين شود ، بشرط آنكه اتلاف(Muda)  مشهود و موجود در فرايند حذف شده باشد .

بنگاههاي اقتصادي ناب مجموعه قيمتها و مشخصه‌هايي را كه توسط شركتهاي معمول و متعارف به خريداران پيشنهاد  مي‌شود ، بررسي مي‌كنند و سپس مي‌پرسند از طريق كاربرد شيوه‌هاي ناب ، چه مقدار از هزينه‌ها قابل كاهش است و آنها در واقع مي‌پرسند كه هزينه بدون موداي(Muda Free Cost)  اين محصول ، وقتي كه گامهاي غيرضروري حذف شوند و ارزش به حركت درآيد ، چقدر خواهد بود ؟ چنين هزينه هدفي به طور قطع ، بسيار پايينتر از هزينه‌هايي است كه رقبا متحمل مي‌شوند . كوتاه سخن اينكه تعيين درست ارزش ، نخستين گام در راستاي تفكر ناب است و راهي كه به تهيه كالا يا خدمات اشتباه مي‌انجامد همانا اتلاف (Muda) است .

انواع موداهای هفت گانه:

1 - توليد اضافی ( پيش از دريافت تقاضا)

2 - انتظار (برای گام بعدی فرآيند يا خرابی ماشين )

3 - حمل و نقل (غيرضروری مواد)

4 - پردازش بيش از حد قطعات به خاطر طراحی ضعيف ابزار يا قطعه(Overprocessing)

5 - موجودی ها ) مواد اوليه ، نيمه ساخته ، محصول ، در راه )

6 - حرکات غيرضروری کارکنان (برای ابزار يا قطعه يا ...)

7 -  توليد قطعات معيوب

اصل دوم - شناسايي جريان ارزش (Value Stream)

جريان ارزش مجموعه‌ايي است از كليه اعمال ضروري براي يك محصول معين ، اين موضوع شامل همه فرايندهاي توليد محصولات و خدمات يعني از انگاره تا ورود محصول و خدمات به بازار را دربر مي‌گيرد . شناسايي كل جريان ارزش براي هر محصول معين و گاهي براي خانواده هر محصول گام بعدي تفكر ناب است . به اين طريق وجود حجم بسيار زياد اتلاف (Muda) در سازمان برملا مي گردد .